• ورود کاربران دانشگاهی

  • ثبت نام(مطالعه آنلاین پایان نامه ها)

  • سپندا

    کاربر مهمان
    شنبه 4 آذر 1396| 23.20.162.200 :Your IP
    سامانه پایان نامه های دانشگاه اصفهان (سپندا)



    عنوان :
    آسیب شناسی فرهنگ پوشش اسلامی حجاب( در شهر ایلام ) (یک پژوهش کیفی)
    انتشارات : دانشگاه اصفهان
    سال :1395
    زبان : Persian
    شماره سند : 14172
    موضوع :مدیریت راهبردی فرهنگ
    پژوهشگر : یونس میرزایی
    توصیفگر لاتین :
    توصیفگر فارسی :
    دانشکده : دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گروه علوم اجتماعی
    مقطع : کارشناسی ارشد

    استاد راهنما : یونس میرزایی
    استاد مشاور :
    سال دفاع : 1395
    شماره رکورد : 14172
    شماره راهنما : SOC2 277
    فهرست : فهرست مطالب
    عنوان صفحه
    فصل اول: کلیات تحقیق
    1-1 مقدمه: 1
    1-2 بیان مسئله: 2
    1-3 اهمیت تحقیق: 5
    1-4 اهداف تحقیق: 7
    1-4-1 هدف کلی: 7
    1-4-2 اهدف جزئی 7
    1-5 پرسش¬های تحقیق: 8
    فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه پژوهش
    2-1 مقدمه: 9
    2-2 تعریف مفاهیم: 9
    2-2-1 حجاب: 9
    2-2-2- مدیریت بدن 10
    2-2-3 آسیب های اجتماعی 10
    2-2-4 قانون حجاب 11
    2-2-5 نقش عرف در حجاب 11
    2-2-6 سیاست¬گذاری حجاب: 11
    2-3 سیاست¬گذاری حجاب در جمهوری اسلامی ایران: 13
    2-4 تاریخچه حجاب در ایران: 15
    2-5 پوشش زنان قبل از اسلام: 15
    2-6 پوشش زنان پس از اسلام: 16
    2-6-1 پوشاک زنان ایران از اوایل دورهی اسلامی تا عصر مغول: 16
    2-6-2 دورهی مغول و ایلخانان: 16
    2-6-3 دورهی تیموریان و صفویه: 17
    2-6-4 دورهی افشاریه و زندیه: 17
    2-6-5 دوران قاجاریه: 17
    2-6-6 دورهی پهلوی اول: 18
    2-6-7 از پهلوی دوم تا انقلاب اسلامی: 19
    2-6-8 پس از انقلاب اسلامی تا کنون: 20
    عنوان صفحه
    2- 7 مقایسه سیاست گذاری¬های نرم و سخت در دوره پهلوی و جمهوری اسلامی: 21
    2-7-1 وضعیت سیاست گذاری حجاب در دوره پهلوی: 21
    2-7-2 وضعیت سیاست گذاری حجاب در جمهوری اسلامی ایران: 23
    2-8 پیشینه پژوهش: 25
    2-8-1 پیشینه تجربی داخلی: 25
    2-8-2 پیشینه خارجی: 31
    2- 9 نقد و بررسی پیشینه: 32
    2-10 حجاب از منظر متفکران مسلمان: 34
    2-11 رویکردهای نظری: 35
    2-11-1 نظریه¬های فمینیستی: 35
    2-11-1-1 فمینیسم سوسیال: 35
    2-11-3 حجاب از چشم انداز فمنیسم تاریخی فاطمه مرنیسی: 35
    2-11-4 حجاب در چشم انداز هما هود فر و نقد فمینیست¬های موج اول و دوم: 36
    2-12 نظریه¬های مرتبط با تصور و مدیریت بدن: 38
    2-12-1 داگلاس: 38
    2-12-2 وبلن: 39
    2-12-3 نظریه¬ی میشل فوکو: 40
    2-12-4 نظریه¬ی کنش متقابل نمادین (گافمن): 40
    2-12-5 بوردیو: 41
    2-12-6 گیدنز: 42
    2-13 جمع بندی: 44
    فصل سوم: روش شناسی تحقیق
    3-1 مقدمه: 45
    3-2 روش تحقیق: 45
    3-3 روش گرد آوری اطلاعات: 46
    3-5 روش تعیین مشارکت کنندگان: 47
    3-6 تعیین تعداد مشارکت کنندگان: 47
    3- 7 ابزار گردآوری اطلاعات: 48
    3-8 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات: 48
    3-9 شیوه اعتباریابی و مشروعیت بخشی به یافته¬ها: 49
    فصل چهارم: یافته¬های تحقیق
    4-1 مقدمه: 50
    عنوان صفحه
    4-2 یافته¬های توصیفی: 51
    4-3 یافته¬های تحلیلی پژوهش: 54
    فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
    :5-1 مقدمه: 75
    5-2 بحث و نتیجه¬گیری: 77
    5 -3 پیشنهادهای تحقیق: 82
    5-3-1 پیشنهادهای کاربردی بر اساس یافته¬های تحقیق: 82
    5-3-2 پیشنهادهای پژوهشی: 82
    محدودیت¬های پژوهش: 83
    منابع: 84



    ?


    چکیده :
    چکیده هدف پژوهش حاضر واکاوی آسیب¬شناسانه فرهنگ حجاب و پوشش اسلامی می¬باشد. از سوی دیگر توجه ویژه به بدن، تصویر بدن و مدیریت بدن به عنوان عنصری حیاتی در جامعه¬ی امروز بعد دیگر پژوهش را تشکیل می¬دهد. پژوهش حاضر به لحاظ روش، کیفی و ژرفانگر، از نوع بحث¬های گروهی متمرکز و به لحاظ هدف، کاربردی بود. جامعه مورد مطالعه شامل دانشجویان دختر ایلامی و مسئولان فرهنگی مربوطه بود. روش انتخاب نمونه از انواع نمونه¬گیری¬های هدفمند (معیار- محور)، راهبرد ظهور یابنده¬ی گلوله برفی- زنجیره¬ای است. گروه¬ها بر حسب نوع گرایش به سیاست¬گذاری پوشش گونه¬شناسی شد و به 4 گروه 1- دانشجویان دختر مخالف سیاست¬گذاری دولتی 2- دانشجویان دختر موافق سیاست¬گذاری حجاب 3- مسئولان مخالف سیاست¬گذاری حجاب 4- مسئولان موافق سیاست-گذاری حجاب، تقسیم شد. تحلیل با استفاده روش کلایزی صورت گرفت. نتایج تحلیل دیدگاه¬ها و نظرات دانشجویان دختر مخالف، نشان داد که سیاست¬گذاری¬ها و برخوردهای مرسوم باعث «جبری تلقی شدن» حجاب بوده و به اقتضای سن نوجوانی «جبرگریزی» و دل زدگی از حجاب پدیدار می¬گردد. از سوی دیگر این نوع برخورد و سیاست¬گذاری زیر پوشش دین و بیزاری مخاطبان از طرز برخوردها زمینه ساز دل زدگی از امر دینی و سرانجام «دین گریزی» می¬گردد. همچنین، از پیامدهای جامعه¬ی رسانه¬ای و زندگی در فضای وانمودی شیشه-ای، تبلور «ذائقه نمایش مدرن بدن» و توجه به سرمایه¬ی تنانگی است. همچنین تجربیات این گروه نشان داد که تجویز از بالای الگوی پوشش حجاب به نحوی سلب آزادی انتخاب به عنوان حق مدنی بانوان است این موجب «سرکوب ذوق و سلیقه» می¬گردد. همچنین حمایت و سرسختی جامعه و خانواده در قبال پوشش تجویزی زمینه ساز «جامعه گریزی و خانواده گریزی» می¬گردد. اما آنچه در سال¬های اخیر در سطح جامعه و در عمل شاهد¬ش بودیم بیانگر «شکست سطحی بودگی سیاست¬های» اجراییست و این نتیجه «لزوم اقدام بنیادی» در سطح خرد و کلان را نمایش می¬دهد. تحلیل دیدگاه¬ها و نظرات دانشجویان دختر موافق حجاب بیانگر آن است که توجه تک بعدی به حجاب ظاهری باعث اغماض در «توجه به حجاب اعتقادی» و ارزش¬های درونی شده افراد جامعه می¬گردد. این گروه معتقدند که حجاب زمینه ساز «حمایت اجتماعی» است و در واقع جامعه از بانوان محجبه حمایت می¬کند. همچنین معتقدند که راهکار اصلی «درونی شدن ارزش¬ها» است و باید محور سیاست¬گذاری قرار گیرد. در حالی که دیدگاه¬ها و نظرات مسئولان مخالف حاکی از آن است که سیاست¬گذاری و اقدام در زمینه¬ی حجاب تحت تاثیر سمت و سو گیری¬های جناحی قرار گرفته و در واقع «جناحی کردن حجاب باعث سیاست زدگی و افراط و تفریط» در این زمینه می¬گردد. از سوی دیگر «ابزاری شدن حجاب» در دست دولت¬ها و نهادهای مرتبط، تنها جنبه¬ی صوری و نمایشی آن را حفظ کرده است و این خالی شدن برنامه¬ها و سیاست¬ها از محتوا را در پی داشته و زمینه ساز «پایین آمدن سطح دینداری و گسترش پدیده دو پوششی» است. اما مسئولین موافق حجاب معتقدند که «قانون گذاری و فرهنگ سازی مناسب و نظارت بر عملیاتی شدن این روند» در داخل کشور باید جدی تر ادامه یابد. علاوه بر این «غلبه فرهنگی» و «کم رنگ شدن هویت اسلامی- ایرانی» از دغدغه های دیگر این گروه بود. واژگان کلیدی: حجاب، مدیریت بدن، سیاست¬گذاری حجاب.

    چکیده انگلیسی :
    Abstract The present study aims at investigating Islamic veil culture (Hijab ) in a pathologic manner .On the other hand , this research specially focuses on body , body image and body management as an essential element in todays society which considered as another aspect of the research . The current study is a qualitative and profound orientation methodologically, and it's a focus group type technically and also is considered as an applied research in terms of goal. The selected population under the study includes female college students , authorities, and cultural experts in Ilam who deal with this matter. The way of selecting sample is a purposeful ( criterion- based ) and is based on the snowball- chained approach. The involved groups participated in this research in terms of wearing policy-making topologically and classified into four groups include : 1) female college students who accepted the formal Islamic veil ( Hijab) and agreed with Hijab policy making ,2) female college students who disagreed with government Hijab policy-making , 3) some authorities who disagreed with Hijab , 4) some authorities agreed with Hijab policy –making . The analysis is carried out using seven - steps colaizzi method. Results obtained from opinions, views and comments presented by female college students who are disagreed with Hijab policy-making indicates that policy –making and conventional and common point of views has resulted in being forced to have Hijab ( force to have Hijab ) and causes Hijab considered as a compulsory policy making for them and a tendency against determinism and reluctance to accept Hijab policy making depending on teen age . On the one hand , this kind of treatment ( actions ) and policy making under the coverage of religion and disgusting of attitudes have paved the way for disgusting from religious actions and finally leads to secularism .In addition, one of the consequences of media society and living in simulative crustal area is the emersion of " inclination to display of modern body " and focuses on importance of body ( worth of body ) .On the other hand , analysis of experiences of female college students who disagreed with Hijab indicates that top-down prescription of Hijab wearing pattern is considered as lack of liberty to select wearing as a women civil right ( i.e. selecting Hijab is mandatory – compulsory for women in a society ) that causes repression of elegance and aesthetics in women .Also, support and persistency of family in prescriptive wearing style has paved the way for tendency to be unsociable and antifamily oriented .More ever , through analyzing the conformity and non-conformity of female college students who disagreed with Hijab point of view implies this fact that whatever we witnessed in the society in the recent years effectively reflects the failure of superficial policies implemented and this result represented the necessity to fundamental measures in on a small and large level. On of the fundamental proceedings with higher compensatory level is training and adoption of a cultural flexible procedure considered as a least costly approaches . Analyzing the point of views and comments presented by female college students who were agreed with Hijab indicates that unidimensional attention to formal and superficial Hijab causes connivance in paying attention to Hijab as a belief and internal values of society population .This group of people believe that Hijab is considered as the basis of social support and in fact , society tends to support veiled women .They believe , in addition, Hijab is regarded as a basic procedure to internalize the values and should placed at the center of the policy making . Additionally, experiences of agreed female college students suggest that Hijab is regarded as a factor ( criteria ) for "equality of men and women " in the society . On the other hand , Hijab paved the way for promoting" religiosity .Analysis of the conformity and nonconformity of female college students who agreed with Hijab represented that it is essential to provide a cultural and family foundation seriously as well as developing techniques to signalize the satiable importance of Hijab . However , views and comments from authorities disagreed with Hijab indicate that policy making and administrating some actions relating Hijab is affected by factional bias and thus it is revealed that making Hijab as a factional policy making resulted in developing policy-orientation and extremism .On the other hand , it is important to say that instrumental use of Hijab in governmental organs and related organizations only has kept it's formal and expository ( dramatic) aspect which resulted in reducing the content of plans and policies and paved the way for descending level of religiosity in the society and spreading the phenomenon called "duality of wearing Hijab " in which women prefer to wear Hijab in some situation and be unveiled in other situations But , authorities agreed with Hijab believe that appropriate policy making and culture-making and monitoring the administrating this trend in the country should continue in a more serious manner. Finally, "cultural domination" and " getting inconspicuous the Iranian - Islamic identity was another concerns of this group . Key words : Hijab , Body management , Hijab policy-making.


    کلید واژه ها :
    ,

    اردیبهشت ماه 1395
    0

    صفحه اول : University of Isfahan Faculty of literature and human sciences Department of social sciences M.A.Thesis Pathology of Culture of Islamic Veil (Hijab) In Ilam (A Qualitative Research) Supervisor: Dr. Soraya Memar Advisor: Dr. Reza Hemmati By: Younes Mirzaie May 2016
    فصل اول : 1-8
    فصل دوم : 9-44
    فصل سوم : 45-49
    فصل چهارم : 50-74
    فصل پنجم : 75-94
    فصل ششم :